الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

95

الغدير ( فارسي )

41 خليفه ابوذر را به ربذه تبعيد مىكند بلاذرى روايت كرده كه چون عثمان ، بخششهاى آنچنانى را در حق مروان بن حكم روا داشت و به حارث بن حكم بن ابى العاص 000 / 300 درم و به زيد بن ثابت انصارى 000 / 100 درم بداد ابوذر مىگفت : تهيه كنندگان گنجها را مژده بده به كيفرى دردناك ، و نيز اين آيه مىخواند : و كسانى كه زر و سيم را تل انبار مىكنند و در راه خدا به مصرف نمىرسانند نويد ده ايشان را به كيفرى دردناك ( 1 ) مروان اين سخنان را به عثمان رساند و او برده ى خود ناتل را به سوى ابوذر فرستاد كه از اين سخنان كه به گوش من مىرسد دست بكش او گفت آيا عثمان مرا از خواندن نامه ى خدا و از نكوهش كسى كه دستور او را رها كرده منع مىكند به خدا كه اگر خشنودى خدا را با خشم عثمان به دست آرم نزد من بهتر و محبوبتر است از اين كه با خشنود ساختن عثمان خدا را به خشم آرم ، عثمان از اين سخن بر سر خشم آمد و آن را در دل نگاه داشت و شكيبائى و خوددارى نمود تا روزى گفت : آيا امام را روا است كه چيزى از مال مسلمانان بر گيرد و چون توانگر شد بپردازد ؟ كعب الاحبار گفت : عيبى ندارد ابوذر گفت : اى فرزند دو يهودى تو دين ما را به ما مىآموزى ؟ عثمان گفت : چه انگيزه اى آزار تو را بسيار گردانيده و عليه ياران من برانگيخته ؟ به واحد نظامىات ملحق شو و واحد نظامىاش در شام بود و آن هنگام مطابق معمول براى حج آمده بود و از عثمان اجازه خواست كه در جوار قبر پيامبر بماند و او به وى اجازه داد و اين كه واحد نظامىاش در

--> ( 1 ) سوره ى توبه آيهء 34